بخوانيد و تجربه كنيد!
عبارات زير متعلق
به آناني است كه تاريخ را ساخته اند.
· کسي که شهامت لازم براي پاي بندي و مقيد بودن به هدف خود را
دارد و هر سختي اي را براي رسيدن به آن تحمل مي کند و پشتکار لازم براي تحمل هر
نوع ناملايمتي را دارد . مي تواند تمام افکار خود را عملي کند و در حقيقت تفاوت
زيادي بين فکر و عمل او وجود ندارد ، به دست گرفتن رهبري يک كار گروهي براي اين
شخص ، يکي از ساده ترين کارهاي دنياست.
· شجاعت يكي از پايه هاي هرم صفات انساني است ، زيرا اين صفت
تکيه گاه خيلي صفات ديگر است .
· تعداد افرادي که جسارت و شهامت آن را داشته باشند که براي
تغيير شرايط خود قدم بردارند ، کم است، خيلي کم
· هر کجا که پيشرفتي چشمگير را در كاري مي بينيم ، مي توانيم
مطمئن باشيم که رهبر آن از شجاعت بسيار بهره مند است ، زيرا چنين پيشرفتي مستلزم
گرفتن تصميم هاي شجاعانه است . در بسياري از موارد رهبران کارآمد هيچ نوع وجه
مشترکي با همديگر ندارند ، اما يک صفت هست که در همه ي آنها وجود دارد : آنها از
خطر کردن نمي ترسند و همگي شجاعند:
- شجاعت يعني بهتر انجام دادن کارها ، نه سرهم کردن و ماست
مالي کردن آنها !
- شجاعت به معناي احتياط نکردن نيست . شجاعت يعني انجام کاري
که از آن مي ترسيم . يعني بيرون آمدن از فضاي گنگ و رفتن به سوي قلمروهاي جديد .
· رهبران بزرگ مي دانند که با مردم چه طور برخورد کنند ، چه
طور صحبت کنند و چه طور با آنها تا کنند و قدرت اين را دارند که افراد را با
يکديگر سازگار کنند تا با همدلي بيشتر با يکديگر کار کنند . در عين حال اگر لازم
باشد ، موضع قاطع خود را نيز ، با تمامي مخالفت ها ابراز مي کنند. رهبري که شجاع
باشد ، موجب مي شود پيروانش نسبت به فرامين او متعهد و غيرتمند شوند و اشخاص را
وامي دارند تا عمل درست را انجام دهند . ترس دست و پاي هر رهبري را مي بندد و او
را دير يا زود از رهبري خلع خواهد کرد .
· از اين که زندگي تان تمام شود ، نترسيد . از اين بترسيد که
زندگي را هيچ گاه آغاز نکرده باشيد.
· ترس مانع انجام کارهاي بزرگ است و بزرگ ترين فايده ي شجاعت
و شهامت اين است که درهاي پيشرفت و افق هاي جديد را به روي شما مي گشايد . شجاعت
آينده ي بهتري براي شما مي سازد . با شهامت به سمت آينده حرکت کنيد . هر بار که در
برابر ترس مقاومت کنيد ، شهامت و اعتماد به نفس تان تقويت مي شود .
· براي تقويت شهامت خود بايد خطر کنيد ، لازم نيست دست به
کارهاي محيرالعقول بزنيد ، کارهايي که به شما اعتماد به نفس و شجاعت مي بخشند ،
ساده تر از اين هستند که گمان مي کنيد . در برابر جمع سخن بگوييد ، با چيزهايي که
شما را مي ترساند مقابله کنيد ، مثلاً از تاريکي مي ترسيد ، چند ساعتي را در يک
اتاق تاريک بگذرانيد ، از بلندي مي ترسيد ، به استخر برويد و هر بار يک گام به سمت
قسمت عميق نزديک تر شويد و ...
· ممکن است در زندگي خود تاکنون گامي بلند برنداشته باشيد ،
با مشورت چند فرد با تجربه کاري را که تاکنون دلتان مي خواسته اما از درگير شدن با
آن هراس داشته ايد را سبک و سنگين نکنيد و با تمام قوا دست بکار شويد .
· انسان هاي با کفايت و لياقت براي تلاش حد و مرزي نمي شناسند
. هر قله اي را که فتح کنند ، اولين چيزي که به ذهن شان خطور مي کند اين است : قله
ي بلندتر بعدي کجاست ؟
· همه ي انسانهاي بالياقت ، پيوسته در جستجوي راه هايي نوين و
جديد هستند و خودشان خالق آن ميشوند
· کساني که چگونگي کار را ميدانند بيکار نمي مانند اما کساني
که چرايي کار را مي دانند ، قطعا ً رهبر همان کار مي شوند .
· کار خوب و با کيفيت ، تصادفي نيست ، اراده ي مصمم تلاش
صادقانه و اجراي ماهرانه است که کار خوب را ثمر مي دهد . اشخاصي که پيگير هستند و
براي رسيدن به هدف خود سماجت از خود نشان مي دهند ، مي توانند از به بار نشستن
زحمات خود مطمئن باشند
· زماني که از ميکل آنژ پرسيدند : (( چرا با وجود اين که
کسي تو را در اين گوشه ي تاريک کليسا نمي بيند با اين همه دقت و پشتکار کار مي کني
؟ )) جواب داد : (( خدا که خواهد ديد )) .
· (( ولش کنيد ، ببينيم چه پيش مي آِد )) عبارتي است که کم تر
رهبري از آن استفاده مي کند . آنها هر روز بايد کار مربوط به آن را تمام کنند .
· يادتان باشد ، شخصيت ما ، به معيارهايي بستگي دارد که در
ذهن مان جا داده ايم . صادقانه بگوييد ، آخرين باري که کاري را با تمام وجود خويش
انجام داديد و کسي جز خود شما از آن خبر نداشت ، کي بود ؟
· رهبران با لياقت فقط به عملکرد عالي خود اکتفا نمي کنند ،
بلکه به همکاران و کارمندان خود نيز انگيزه مي دهند . آنها خوب مي دانند كه تکيه
کردن به مهارت هاي خود کافي نيست ، بلكه صلاحتيهاي جمع را بايستي بكار
اندازند.
· رهبران کارآمد مهارت ، کفايت ، لياقت و شجاعت را با هم در
مي آميزند و با دميدن در جمع ميكوشند تا سازمان خود را به بالاترين سطح ترقي و
تعالي برسانند .
· وقتي که پاي انجام کار به ميان مي آيد ، شما جزو کدام دسته
از افراد زير قرار مي گيريد ؟
o کساني که مي دانند چه کار بکنند.
o کساني که خود ، کار را خلق مي کنند.
o کساني که ميتوانند کاري خلق کنند که کارساز باشد .
· شما جزو کدام دسته هستيد ؟ اهل اجراي کار هستيد ؟ اهل خلق
کار جديد هستيد ؟ و آماده عبور از بحرانها و مشکلات هستيد ؟ روي صلاحيت خود
تكيه ميكنيد يا جمع را بكار ميگيريد؟
· هيچ کس بدون هدف مشخص قادر به پيشرفت نيست . به اندازه ي
کافي تحقيق و تفحص کنيد تا براي بهبود مهارت هاي خود وجمع كنار دستي تان راه
هاي مناسبي پيدا کنيد و آن وقت در صورت لزوم براي گذر از اين راه ها وقت و پول صرف
کنيد . اگر تاکنون با تمام وجود وقت خود را صرف کار تان نکرده ايد ، اکنون دل به کار
بدهيد . از همين الان شروع کنيد . بگرديد ببينيد چرا تا به حال کار خود را دوست
نداشته ايد ؟ آيا اميدي به پيشرفت نيست ؟ راندمان تان کافي نيست ؟ آيا ...
ريشه ي مشکل را پيدا کنيد و در صدد حل آن باشيد
· عملکرد خود را مرور کنيد ، اگر عالي نيست ، عملکردتان را مي
توانيد بي نتيجه فرض کنيد . کار خوب از شما انتظار نمي رود . عملکرد شما بايد عالي
باشد . اگر کارها را سمبل مي کنيد ، هيچ وقت پيشرفت نخواهيد کرد . از همين امروز
از سمبل کاري دست برداريد و بيرون خود را تضمين خودتان بگذاريد
خيلي خوشم اومد
ReplyDelete