Thursday, 4 June 2015

بخوانيد و تجربه كنيد!

بخوانيد و تجربه كنيد!
عبارات زير متعلق به آناني است كه تاريخ را ساخته اند.

·    کسي که شهامت لازم براي پاي بندي و مقيد بودن به هدف خود را دارد و هر سختي اي را براي رسيدن به آن تحمل مي کند و پشتکار لازم براي تحمل هر نوع ناملايمتي را دارد . مي تواند تمام افکار خود را عملي کند و در حقيقت تفاوت زيادي بين فکر و عمل او وجود ندارد ، به دست گرفتن رهبري يک كار گروهي براي اين شخص ، يکي از ساده ترين کارهاي دنياست.
·        شجاعت يكي از پايه هاي هرم صفات انساني است ، زيرا اين صفت تکيه گاه  خيلي صفات  ديگر است .

·    تعداد افرادي که جسارت و شهامت آن را داشته باشند که براي تغيير شرايط خود قدم بردارند ، کم است، خيلي کم
·    هر کجا که پيشرفتي چشمگير را در كاري مي بينيم ، مي توانيم مطمئن باشيم که رهبر آن از شجاعت بسيار بهره مند است ، زيرا چنين پيشرفتي مستلزم گرفتن تصميم هاي شجاعانه است . در بسياري از موارد رهبران کارآمد هيچ نوع وجه مشترکي با همديگر ندارند ، اما يک صفت هست که در همه ي آنها وجود دارد : آنها از خطر کردن نمي ترسند و همگي شجاعند:
-   شجاعت يعني بهتر انجام دادن کارها ، نه سرهم کردن و ماست مالي کردن آنها !
-  شجاعت به معناي احتياط نکردن نيست . شجاعت يعني انجام کاري که از آن مي ترسيم . يعني بيرون آمدن از فضاي گنگ و رفتن به سوي قلمروهاي جديد .
·    رهبران بزرگ مي دانند که با مردم چه طور برخورد کنند ، چه طور صحبت کنند و چه طور با آنها تا کنند و قدرت اين را دارند که افراد را با يکديگر سازگار کنند تا با همدلي بيشتر با يکديگر کار کنند . در عين حال اگر لازم باشد ، موضع قاطع خود را نيز ، با تمامي مخالفت ها ابراز مي کنند. رهبري که شجاع باشد ، موجب مي شود پيروانش نسبت به فرامين او متعهد و غيرتمند شوند و اشخاص را وامي دارند تا عمل درست را انجام دهند . ترس دست و پاي هر رهبري را مي بندد و او را دير يا زود از رهبري خلع خواهد کرد .
·     از اين که زندگي تان تمام شود ، نترسيد . از اين بترسيد که زندگي را هيچ گاه آغاز نکرده باشيد.
·    ترس مانع انجام کارهاي بزرگ است و بزرگ ترين فايده ي شجاعت و شهامت اين است که درهاي پيشرفت و افق هاي جديد را به روي شما مي گشايد . شجاعت آينده ي بهتري براي شما مي سازد . با شهامت به سمت آينده حرکت کنيد . هر بار که در برابر ترس مقاومت کنيد ، شهامت و اعتماد به نفس تان تقويت مي شود .
·    براي تقويت شهامت خود بايد خطر کنيد ، لازم نيست دست به کارهاي محيرالعقول بزنيد ، کارهايي که به شما اعتماد به نفس و شجاعت مي بخشند ، ساده تر از اين هستند که گمان مي کنيد . در برابر جمع سخن بگوييد ، با چيزهايي که شما را مي ترساند مقابله کنيد ، مثلاً از تاريکي مي ترسيد ، چند ساعتي را در يک اتاق تاريک بگذرانيد ، از بلندي مي ترسيد ، به استخر برويد و هر بار يک گام به سمت قسمت عميق نزديک تر شويد و ...
·    ممکن است در زندگي خود تاکنون گامي بلند برنداشته باشيد ، با مشورت چند فرد با تجربه کاري را که تاکنون دلتان مي خواسته اما از درگير شدن با آن هراس داشته ايد را سبک و سنگين نکنيد و با تمام قوا دست بکار شويد .
·    انسان هاي با کفايت و لياقت براي تلاش حد و مرزي نمي شناسند . هر قله اي را که فتح کنند ، اولين چيزي که به ذهن شان خطور مي کند اين است : قله ي بلندتر بعدي کجاست ؟
·    همه ي انسانهاي بالياقت ، پيوسته در جستجوي راه هايي نوين و جديد هستند و خودشان خالق آن ميشوند
·    کساني که چگونگي کار را ميدانند بيکار نمي مانند اما کساني که چرايي کار را مي دانند ، قطعا ً رهبر همان کار مي شوند .
·    کار خوب و با کيفيت ، تصادفي نيست ، اراده ي مصمم تلاش صادقانه و اجراي ماهرانه است که کار خوب را ثمر مي دهد . اشخاصي که پيگير هستند و براي رسيدن به هدف خود سماجت از خود نشان مي دهند ، مي توانند از به بار نشستن زحمات خود مطمئن باشند
·    زماني که از ميکل آنژ پرسيدند : (( چرا با وجود اين که کسي تو را در اين گوشه ي تاريک کليسا نمي بيند با اين همه دقت و پشتکار کار مي کني ؟ )) جواب داد : (( خدا که خواهد ديد )) .
·    (( ولش کنيد ، ببينيم چه پيش مي آِد )) عبارتي است که کم تر رهبري از آن استفاده مي کند . آنها هر روز بايد کار مربوط به آن را تمام کنند .
·    يادتان باشد ، شخصيت ما ، به معيارهايي بستگي دارد که در ذهن مان جا داده ايم . صادقانه بگوييد ، آخرين باري که کاري را با تمام وجود خويش انجام داديد و کسي جز خود شما از آن خبر نداشت ، کي بود ؟
·    رهبران با لياقت فقط به عملکرد عالي خود اکتفا نمي کنند ، بلکه به همکاران و کارمندان خود نيز انگيزه مي دهند . آنها خوب مي دانند كه تکيه کردن به مهارت هاي خود کافي نيست ، بلكه صلاحتيهاي  جمع را بايستي بكار اندازند.
·    رهبران کارآمد مهارت ، کفايت ، لياقت و شجاعت را با هم در مي آميزند و با دميدن در جمع ميكوشند تا سازمان خود را به بالاترين سطح ترقي و تعالي برسانند .
·        وقتي که پاي انجام کار به ميان مي آيد ، شما جزو کدام دسته از افراد زير قرار مي گيريد ؟
o       کساني که مي دانند چه کار بکنند.
o       کساني که خود ، کار را خلق مي کنند.
o       کساني که ميتوانند کاري خلق کنند که کارساز باشد .
·    شما جزو کدام دسته هستيد ؟ اهل اجراي کار هستيد ؟ اهل خلق کار جديد هستيد ؟ و آماده  عبور از بحرانها و مشکلات هستيد ؟ روي صلاحيت خود تكيه  ميكنيد يا جمع را بكار ميگيريد؟  
·  هيچ کس بدون هدف مشخص قادر به پيشرفت نيست . به اندازه ي کافي تحقيق و تفحص کنيد تا براي بهبود مهارت هاي خود وجمع كنار دستي تان  راه هاي مناسبي پيدا کنيد و آن وقت در صورت لزوم براي گذر از اين راه ها وقت و پول صرف کنيد . اگر تاکنون با تمام وجود وقت خود را صرف کار تان نکرده ايد ، اکنون دل به کار بدهيد . از همين الان شروع کنيد . بگرديد ببينيد چرا تا به حال کار خود را دوست نداشته ايد ؟ آيا اميدي به پيشرفت نيست ؟ راندمان تان  کافي نيست ؟ آيا ... ريشه ي مشکل را پيدا کنيد و در صدد حل آن باشيد  
·    عملکرد خود را مرور کنيد ، اگر عالي نيست ، عملکردتان را مي توانيد بي نتيجه فرض کنيد . کار خوب از شما انتظار نمي رود . عملکرد شما بايد عالي باشد . اگر کارها را سمبل مي کنيد ، هيچ وقت پيشرفت نخواهيد کرد . از همين امروز از سمبل کاري دست برداريد و بيرون خود را تضمين خودتان بگذاريد



1 comment: