مبادا که در دهر دیر ایستی
مصیبت بود، پیری و نیستی
جمعیت ایران بهدلیل کاهش رشد جمعیت طی سالهای اخیر در حال پیر شدن است. همین امر نشان میدهد در آینده نزدیک، ایران کهنسال، با مسأله افزایش قابلتوجه تعداد مستمری بگیران و بازنشستگان روبهرو خواهد شد و تأمین منابع مالی برای پرداخت این اعتبار از ضرورتی انکارناپذیر برخوردار است.
بیگمان قبول این حرف خیلی دردناک است که بدانیم عکس بالا، لوازم منزل یک دبیر باز نشسته با35سال سابقه تدریس است که بهخاطر عدم توانایی در پرداخت اجاره خانه به داخل خیابان ریخته شده. در حالی که کارگزاران حکومتی، هزاران میلیارد تومان از جیب همین بازنشستگان، از سازمان تأمین اجتماعی را میدزدند و به غارت میبرند.
داریوش اسماعیلی عضو مجلس ارتجاع، روز (19فروردین 94) اعتراف کرد: «بازنشستگان آموزش و پرورش از دریافت حقوق خود و مستمری بازنشستگی محروماند و این مبلغ ناچیز با ماهها و یا شاید سالها تأخیر به آنها پرداخت میشود».
چشم اندازی که این رژیم برای بازنشستگان شریف این میهن در نظر دارد، چیزی جز آوارگی یا زندگی مشابه آن نیست. از اینرو بازنشستگان در برابر غارتگری مستمر از حقوقشان، زبان به اعتراض گشودهاند
روز 20اردیبهشت 94 جمعی از بازنشستگان تهران در مقابل سازمان تأمین اجتماعی دست به تجمع زدند. یکی از معترضان فریاد زد: «مقامات فقط از قشر کارگر و مستضعف استفاده ابزاری میکنند، ولی ما از حداقل حقوق شهروندی، محروم هستیم».
بدینترتیب، جامعه بازنشستگان نه توان آن را دارند که مثل کارگران و معلمان و سایر مزدبگیران شغلی دوم داشته باشند، و نه شغلی دارند که با اضافه کاری بتوانند اندکی به دریافت ماهانه خود بیفزایند.
اعتراضات بازنشستگان بهصورت هم عرض در سایر شهرهای کشورمان جریان دارد که نشان از وضعیت وخامت بار آنها دارد. بهصورتیکه در 22 فروردین 94 بیش از 200نفر از بازنشستگان شوشتر در اعتراض به حقوق عقبافتاده و پایین بودن دستمزد در مقابل وزرات کار در تهران تجمع اعتراضی داشتند، ولی با سرکوب نیروهای حکومتی مواجه شدند.
در کشوری که نان تنها قوت لایموت مردم محروم کشورمان است، حالا با گرانی نان، وضعیت اقتصادی بازنشستگان باز هم بدتر شده است. به اعتراف رئیس کانون بازنشستگان در سازمان تأمین اجتماعی: «65 درصد بازنشستگان فقط نان میخورند». (18آذر 93)
غارتگران این رژیم، از چپاول بازنشستگان نیز نگذشتهاند و با گرفتن مبالغ کلانی از آنها بهعنوان حق بیمه، آنها را سرکیسه کردهاند، اما در زمان بازنشستگی آنان را از مزایای بیمه بازنشستگی محروم میکنند.
حال سؤال این است که چرا حقوق این هموطنان بازنشسته کم است و چرا همین حقوق کم پرداخت نمیشود؟ چرا باید بازنشستگان محروم کشور به این صورت، شخصیت و حرمت آنان پایمال شود؟
ماجرا این است که مافیاهای غارت این رژیم در سازمان تأمین اجتماعی، با سرمایه جمع شده از حقوق کارمندان، شرکتهای سرمایهگذاری راه میاندازند و سودهای میلیاردی به جیب میزنند. اما بازنشستگان کشور ما باید چنین به فغان بیاید. بنا به آمار خود رژیم، سازمان شستا (شرکتهای سازمان تأمین اجتماعی) سیصد شرکت دارد و با سرمایه همین کارمندان و بازنشستگان با گردش مالی ۴۰هزارمیلیاردتومانی، ۱۰درصد تولید ناخالص داخلی را در اختیار دارد، و پرونده اختلاسهای میلیاردی مدیرانش رسوای خاص و عام است.
به همین خاطر روز 21اردیبهشت 94 یکی از بازنشستگان به جان آمده در جلسه نمایشی در کانون بازنشستگان فریاد زد: «اگر دولت به خواستههای بازنشستگان عمل نکند خودم را به آتش میکشم».
یکی دیگر گفت: «چرا وعدههای پوچ به ملت میدهید، مگر نمیبینید کارد به استخوان مردم رسیده است؟». دیگری فریاد زد: «وقتی خط فقر سه میلیون تومان است صحبت از افزایش 15 درصدی حقوق هیچ دردی از بازنشستگان دوا نمیکند».
مهرههای دانه درشت این حکومت، اموال ملت ایران را با اختلاسهایی نظیر دزدی 3000میلیارد تومانی از نهاد سازمان تأمین اجتماعی به جیب میزنند و به صندوق مستمری بگیران و بازنشستگان رحم نمیکنند. بیدلیل نبود که در دوران پاسدار احمدینژاد میان برادران لاریجانی و احمدینژاد مدتها در مورد مدیریت و به دست گرفتن ارگان چپاول سازمان تأمین اجتماعی مستمراً جنگ و جدال بود و به یکشنبه سیاه معروف شد.
این دردمندان سالخورده که بیش از 30سال از عمرشان را صرف راهانداختن چرخ اقتصاد کشور کردند، بهراستی برای گذران زندگی خود چه باید بکنند؟
آنان زمانی که قادر به انجام کار بودند، حقوق بخور و نمیر خود و خانوادهشان توسط نهاد بیمه اجتماعی رژیم چپاول میشد و حالا نیز ثمره عمرشان صرف مطامع کثیف ایادی آن میشود.
بدون شک بازنشستگان دیروز، بپاخاستگان امروزند و در این مسیر پشتوانه جوانان بهپا خواسته ایران را که از فقر و بیکاری و سرکوب آخوندها به جان آمدهاند را به همراه خود دارند.
No comments:
Post a Comment